آیا اصلاح طلبان با شرکت در انتخابات به دنبال تکیه بر کرسی های بهارستانند؟!
در فضایی که همه احزاب و گروهها برای عقب نماندن از قافله
انتخابات به تکاپو افتادهاند اصلاحات چیان نیز بیکار ننشسته اند؛ اما به نظر
میرسد هدف اصلی این جریان در وهله اول، اخذ رأی جهت پیروزی در انتخابات نمیباشد
بلکه...
این روزها رفته رفته به زمان وزن کشی جریانهای سیاسی نزدیک میشویم و هر یک از این جریانها در تلاشاند با اثبات قد و اندازهی خود، سهم بیشتری را از ماراتن انتخاباتی پیش رو نصیب خود گردانند. ادبیات سیاسی اصولگرایانه البته مدتی است سعی دارد تا به خود و دیگران القا کند که این بار دیگر خبری از اصلاحطلبان نیست! هر چند، اثبات غیرواقعی و اشتباه بودن این رویکرد نیز تلاش چندانی نمیطلبد.
اصلاحطلبان نیز برای ورود به این بازی بیکار ننشستهاند. رقابت انتخاباتی، آن هم
از جنس پارلمانی برای تمامی طرفهای کشمکش سیاسی در کشور یک فرصت به شمار میآید،
از آن فرصتهایی که بوی تهدید نمیدهد! عمده گروهها در این فرصت، به طور طبیعی به
دنبال کسب صندلیهای بهارستان هستند اما جریان اصلاحطلب این داستان، آنچه را در
وهلهی اول هدف قرار داده، نه رأی آوری و نه کسب کرسی است، بلکه نفس حضور و به
رسمیّت شناخته شدن دوباره در صحنهی انتخاباتی کشور است و این حرکت را «اولویت
اول» خود میداند.
عدم توازن اعضای پیکرهی اصلاحات هم دردسری است که این روزها کار را برای آنها
مشکلتر کرده است. بخشی از این بدنه در حال حاضر درون نظام تعریف شده و به عنوان
نمونه نمایندهی فعلی مجلس شورای اسلامی هستند که رأی نیاوردن مجدد برایشان، کابوس
است و بخشی دیگر آن قدر با فتنه و سران آن نزدیکاند که عمده تلاششان این است، به
بازی راهشان دهند. این چند پارگی ارگانیک در اظهارنظرها و مواضع اصلاحطلبان نیز
به خوبی به چشم میخورد. به هر حال باید دید که این بار چه برنامهای را برای خود
تدارک دیدهاند.
در این راستا اولین گام را خاتمی در دی ماه سال گذشته با طرح شروطی برای بازگشت به
نظام برداشت امّا پس از ناکامی او در جلب اقبال عمومی و واکنش منفی نظام از سویی و
هم فکرانش از دیگر سو، پس از گذشت چند ماه برای دومین بار شانس خود را امتحان کرده
و با نزدیک شدن به نهمین دورهی انتخابات مجلس شورای اسلامی، این پیشنهاد را البته
این بار از موضعی پایینتر مطرح نمود. رییس دولت اصلاحات از نظام و فتنهگران
خواست از ظلمی که متقابلاً به آنها روا داشته شده! گذشته و یکدیگر را عفو
نمایند. این سخنان البته این بار تا حدودی مورد استقبال سبزها قرار گرفت و در برخی
محافل از آن با عنوان «تاکتیک مصالحه» یاد شد.
تمام این مدت «خاتمی» تقریباً در تمامی اظهارنظرهای رسمی خود از «آزادی زندانیان
سیاسی و ایجاد فضای آزاد برای احزاب، پایبندی مسؤولان به قانون اساسی و برگزاری
انتخابات آزاد و سالم» به عنوان سه شرط حضور اصلاحطلبان در انتخابات مجلس نهم،
نام برده است. شروطی که البته از سوی سایر بلندگوهای داخلی و خارجی این جریان نیز
شنیده میشود. خاتمی همچنین با ارایهی تفسیری کاریکاتوری از بیانات رهبر معظم
انقلاب در 14 خرداد در رابطه با «جذب حداکثری و دفع حداقلی» گفت: «در درجهی اول
دستگاههای قضایی، امنیّتی، سیاسی و متصدیان رد و تأیید صلاحیّتها که به حق یا
ناحق قدرت دارند و نقش آنها در جهت ایجاد فضای مناسب پر اهمیّتتر است باید خود
را مخاطب این سیاستها بدانند.» وی که در جمع تعدادی از هم فکرانش در گیلان سخن میگفت
ضمن تشکیک در عملکرد نهادهای مسؤول، انتخابات را متعلق به کل جامعه و نه در اختیار
یک جناح و سلیقهی خاص دانست و گفت: «شرایط درست برگزاری آن این است که همگان با
اطمینان خاطر در آن حضور یابند.»
«حسن روحانی» نیز از قافله عقب نیفتاده و طی سخنانی در مجلس ترحیم امام جمعهی یزد
گفت: «هیچ حزب قانونی که فعالیّت میکند ضد نظام نیست.» وی البته بدون هیچگونه
اشارهای به ساختار شکنیهای صورت گرفته توسط این جریان در دو سال گذشته و نیز
سکوت تأیید کنندهی خود و امثال خاتمی، گفت: «حتی تلاش برای تصاحب قدرت در چارچوب
قانون بد نیست؛ پس بیایید هم دیگر را تحمل کنیم.» روحانی نیز در تکمیل صحبتهای
خاتمی ادامه داد: «انقلاب اسلامی دشمن فراوان دارد پس تا جایی که میتوانید دوست
جذب کنید که این همان دیدگاه رهبری است.»
تمنّای آبرومندانهی سبزها با هدف بازگشت به قدرت در حالی است که در کنار این قبیل
شرط گذاریها، سازهای مخالفی نیز از گوشه و کنار این جریان به گوش میرسد. در این
راستا «علی شکوری راد» در گفتوگو با «اعتماد» ضمن اشاره به خواستههای مطرح شده
توسط خاتمی مدعی شد اصلاحطلبان تاکنون تصمیم خاصی برای انتخابات مجلس نهم نگرفتهاند!
وی همچنین در گفتوگو با «ایلنا» با تکرار این ادعا تأکید کرد: «با اطلاعاتی که
بنده از نشستها و رایزنیهای اصلاحطلبان دارم، این گروه در صورت تداوم وضعیّت
فعلی برنامهای برای حضور در انتخابات ندارد.»
«انصاری راد»، رییس کمیسیون اصل نود مجلس ششم نیز در تأکید این سخنان به خبرگزاری
ایلنا گفت: «کسانی که اعلام کردند در هرصورتی در انتخابات شرکت میکنند باید نتایج
آن را بررسی و به مردم اعلام کنند و همچنین مسؤولیّت نتایج این رویکرد را هم
خودشان بپذیرند.»
در کنار تلاشهای یاد شده اما باید گفت روی دیگر سکه چیز دیگری است که البته تا
حدی قابل تأمل به نظر میرسد. طی روزهای گذشته توسط یکی از سایتهای اپوزیسیون
اظهارنظرهایی از خاتمی منتشر شد که البته هیچگاه تکذیب نشد. خاتمی در دیدار با
جمعی از فعالان سیاسی شمال کشور به طرح صریح دیدگاهش دربارهی انتخابات پیش رو
پرداخته و گفته: «شرکت در انتخابات از سال ۸۴ بیهوده بود و اگر شروط سه گانه برای
برگزاری انتخابات فراهم نشود «به طور حتم» نباید در انتخابات شرکت
کرد.»
اما علی رغم این فضا سازیها که با هدف به انفعال کشاندن نظام صورت میگیرد برخی اصلاحطلبان بدون رودربایستی، از حضور قطعی سخن به میان میآورند. «محمدرضا خباز» به عنوان چهرهای از این جناح اصلاحطلبی که توجه چندانی نسبت به خواستههای خاتمی از خود نشان نداده، معتقد است اصلاحطلبان قبل از اینکه برخی دربارهی حضور آنها اظهارنظر کنند تصمیمشان را برای شرکت در انتخابات، گرفته بودند. رییس فراکسیون اقلیّت مجلس هم در گفتوگو با «نسیم»، حضور اصلاحطلبان در انتخابات مجلس نهم را قطعی دانسته و از حضوری فعال در این انتخابات خبر داد. «تابش» در این رابطه گفت: «تحلیلهایی مبنی بر سکوت این جریان سیاسی و یا منفعل عمل کردن آن، نزدیک به واقعیّت نیست.»
در این میان بدیهی است جدیترین خط قرمز نظام، لزوم مرزبندی و تعیین نسبت
کاندیداهای این جریان با فتنهگران است. امری که پس از تأکید مجدد فرماندهی سپاه
بر آن، با عملیّات روانی فتنهگران و مخالفان نظام روبهرو گردید. فضا سازیهای
این جریان البته در ظاهر به دنبال تخطئهی چنین اظهاراتی بود لکن در حقیقت، پاک
کردن صورت مسأله و نوعی فرار به جلو را دنبال میکرد. «محمدرضا خاتمی» این سخنان
سردار «جعفری» را به منزلهی مداخلهی نیروهای مسلح در امور سیاسی دانسته و آن را
مخالف راه حضرت امام(ره) خواند. خاتمی در این باره مدعی شد این رفتار یک فرماندهی
نظامی در عرف سیاسی دنیا به منزلهی حکومت کودتا تلقی میشودچرا که در حکومت
نظامیان کودتاگر، قانون همان است که فرماندار نظامی میگوید و همه طوعاً یا کرهاً
باید بپذیرند.»
«موسوی خوئینیها» نیز در راستای همین شیوه در سایت تازه تأسیس خود میگوید: «این
خطرها آن قدر مهماند که نیروهای مسلّح نه تنها نباید در انتخابات دخالت کنند که
حتی نباید فکر خود را درگیر مسایل انتخاباتی کنند که چه کسی شکست میخورد و چه کسی
پیروز میشود.»
عملیات روانی این جریان در حالی است که به بیان بسیاری از دلسوزان، اتمام حجت فرمانده کل سپاه با فتنه گران در چارچوب قانون و نیز اساسنامه این ارگان جهت حفظ و حراست از انقلاب تلقی می گردد.
در این میان تلاش گسترده جهت رد گم کردن و ارایهی آدرس غلط به جامعه را نیز میتوان بخشی از استراتژی اصلاحطلبان در شرایط کنونی به شمار آورد. اختصاص تیترهایی همچون، «مشایی کجاست؟»، «احمدینژاد: کابینهام خط قرمز است»، «جریان انحرافی نمود مشکلات درونی اصولگرایان است»، «بازداشتیهای دولت چه کسانی هستند؟» و ... در روزنامههایی مانند: «شرق، اعتماد، روزگار و ...» به موضوع جریان انحرافی، آن هم در حد تیتر اول، بیانگر عزم جدی اصلاحطلبان برای معطوف کردن فضای افکار عمومی به این مسأله و گریز از نوک پیکان توجهها برای آزادی عمل بیشتر جهت تحرکهای انتخاباتی ارزیابی میشود.
همچنین یکی دیگر از رویکردهای این جریان در راستای انحراف افکار عمومی، تلاش در
جهت القای اختلاف در اردوگاه جریان مقابل است. پس از انتشار شایعهی کناره گیری
«علی اکبر ولایتی» از کمیتهی سه نفرهی وحدت اصولگرایان، روزنامهی «اعتماد» با
ذوق زدگی زیادی نوشت: «این خبر در حالی منتشر شد که اختلاف و شکاف بین این طیف با
نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم شدت میگیرد تا جایی که فضای بد اخلاقی در این طیف
منجر به کناره گیری اعتراضی ولایتی از کمیتهی سه نفره شده است.»
این روزنامه با اشاره به تلاشهای اصولگرایان برای انتخابات مجلس هشتم در قالب
ترکیب 6+5، ضمن ناکارآمد و شکست خورده خواندن این تاکتیک با وجود حضور چهرههایی
چون ولایتی، لاریجانی، باهنر، فدایی و ... ادامه داد: «اما به نظر میرسد اصولگرایان
با وجود آنکه طعم شکست را در مجلس هشتم چشیدهاند، باز دست به دامان ریش سفیدان
قوم شدهاند تا شاید در انتخابات آیندهی مجلس به وحدت برسند. هرچند که بنا به
اظهارنظر بسیاری از تحلیلگران سیاسی این امر کاملاً دور از ذهن و بعید به نظر میرسد
و اصولگرایان که در انتخابات سه سال پیش نتوانستند به وحدت برسند، در فضای کنونی
که اختلافات به اوج خود رسیده است، امکان وحدت و ارایهی لیست واحد ندارند.»
در فاز دیگر این رویکرد، رسانههای این جریان درصدد بزرگنمایی و مانور تبلیغاتی
بر روی اختلافهای میان دولت و اصولگرایان هستند. مسألهای که علی رغم تأکیدهای
فراوان رهبری مبنی بر پرهیز از دامن زدن به اختلافها همچنان در چارچوب یک برنامهی
جدی از سوی این رسانهها در حال عملیّاتی شدن است. به عنوان نمونه، روزنامهی
«روزگار» در این رابطه ذیل تیتر «خط و نشان برای دو سال باقیماندهی احمدینژاد»
با اشاره به باقی ماندن دو سال از عمر دولت احمدینژاد مینویسد: «دو سالی که اصولگرایان
علاقهمندند به خیر و خوشی تمام شود ولی رییس دولت چنین رغبتی نشان نمیدهد.
مقابلهی جدی اصولگرایان و نزدیکان احمدینژاد هر روز جدیتر از قبل میشود.» این
روزنامه ادامه میدهد: «اختلاف مجلس و دولت بر سر وزارتخانههای بیوزیر، سیاستهای
اقتصادی دولت و همچنین پروندههای مالی نزدیکان رییس دولت، سکوت را برای اصولگرایان
دشوار کرده است.»
بیتردید اصلاحطلبان چنین فرصت طلایی را در تب و تاب ماراتن انتخاباتی 90 از دست
نخواهند داد و گزارش پیش رو نیز گوشهای از این تکاپو را به نمایش گذاشته است؛ اما
نکتهی حایز اهمیّت این است که جماعت اصلاحطلب این بار چه حرف تازهای برای افکار
عمومی دارند. نباید تردید داشت که اصلاحطلبان تا امروز هر آنچه در چنته داشتهاند
به معرض نمایش گذاشتهاند و دیکتهی پر غلطی را نوشتهاند، از همین رو فارغ از
هرگونه نگاه ایدئولوژیک و ارزشی به این ماجرا، بازگشت مجدد آنها، مستلزم رو کردن
برگی تازه است که تا امروز اثری از آن به چشم نمیخورد!
--------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت: همين مطلب در سايت برهان، روزنامه كيهان، خبرگزاري فارس و ...






